شیطان از نماز وهّابی‌ها خوشش می‌آید؛ می‌گوید: من هم، همین را می‌خواهم، دائم نماز بخوانید؛ جلوی رکن و مقام هم بخوانید. دور بیت‌الله هم بگردید و ... !

همان‌طور که وقتی آن سفیر پیر استعمار به ایران آمد، همین که در بوشهر از کشتی پیاده شد، صدای اذان از مناره‌ها بلند شد. آن موقع هم که بلندگو نبود و مردم خودشان روی مناره‌های مسجد می‌رفتند. دید همه دارند اذان می‌گویند و از همه جا دارد صدای اذان می‌آید. ترسید، گفت: خبری است؟! گفتند: نه، ما چطور کلیسا داریم و برای اعلام مطالب ناقوس آن را می‌زنیم، منتها این‌جا مساجد است و این‌ها ذکر‌هایی دارند که مردم را این‌ گونه به مساجد دعوت کنند که بیایند و عبادت کنند. همه هم یک چیز می‌گویند.

او پرسید: این ضرری هم برای ما دارد؟ گفتند: خیر. گفت: بگذارید آن‌قدر آن بالا داد بزنند - چون باید در مناره‌ها صدایشان را بلند می‌کردند که همه مردم بشنوند - تا حلقومشان پاره شود و خفه شوند!

ببینید الان در همه جا وحشت هست امّا در مدینه و در مکّه خیر. درست است که این‌جاها حرم امن الهی است امّا چرا اصلاً هیچ کسی را در هنگام ورود نمی‌گردند؟ چون خودشان هم می‌دانند که در آن‌جا، از القاعده کاری برنمی‌آید، چون متعلّق به خودشان است. حالا جاهای دیگر را ببینید؛ مثلاً در پاکستان چقدر انفجار داشتند و این همه مردم را به شهادت می‌رسانند! در عراق ببینید، در سوریه ببینید که این‌ها چه کارهایی می‌کنند. امّا آن‌جا نه، چون می‌دانند دست کیست. لذا می‌گویند: بگذارید عبادت کنند، اتّفاقاً خوب هم هست چون یک نفعی هم به ما می‌رسد!

در مکّه هفتاد درصد هتل‌ها مال صهیونیسم و یهود است. می‌گویند: ما این‌جا فروشنده داریم، سود هم داریم. چه اشکالی دارد این‌ها هم بیایند عبادت کنند و دور بیت‌الله هم بچرخند؟! بگذارید این کارها را انجام بدهند. لذا شب و روز هم بیت‌الله باز است؛ شب و روز هم زائر دارد، شب و روز هم محرِم دارد؛ شب و روز هم مردم صفا و مروه می‌روند و می‌آیند و ... .

شیطان هم به من و تو همین را می‌گوید. می‌گوید: تو هم مدام بگو: «اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج». اگر پایت را در کفش ما نکنی، ما کاری با تو نداریم. پای در کفش شیطان کردن هم یعنی دم از ولایت بزنی.

اتّفاقاً یهود هم همین را می‌گویند. این نکته‌ را قبلاً هم اشاره کرده‌ام. می‌دانید علّت این که یهودی‌های آمریکا یک مواقعی با صهیونیست‌ها مخالف هستند، چیست؟ دو دلیل دارد:

1- یک بُعد قضیه این است که این‌ها مثل همان حجّتیه ما هستند؛ همان‌طور که آن‌‌ها می‌گفتند: باید  فساد و گناه زیاد شود، یعنی ما دستی دستی بگذاریم گناه شود؛ تا امام زمان بیایند - واقعاً اسلام این را می‌گوید؟ پس «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ‏» چه می‌شود؟! - این‌ها هم می‌گویند: ظهور نزدیک است؛ باید آن‌قدر فساد و یهودکشی و ظلم به ما بشود تا موسی بن عمران بیاید. این‌ صهیونیست‌ها اشتباه کردند رفتند کشور تشکیل دادند، غلط بیجا کردند و ما آن‌ها را قبول نداریم.

2- بُعد دیگر قضیه این است که می‌گویند: اگر صهیونیست‌ها آن‌جا پیروز نشدند، مردم نریزند کلّ یهود را قتل عام کنند و از بین ببرند. لذا می‌گویند: ما با آن‌ها مخالف بودیم تا بالاخره یک چیزی از یهود باقی بماند.

مثل اینکه من و شما هم بگوییم: «فقط باید گفت: «اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج». چه کار داری در عالم ظلم می‌شود یا نه؟! اصلاً خود امام زمان باید بیاید درست کند، هیچ کسی نمی‌تواند درست کند. هر حکومتی قبل از امام زمان محکوم به شکست است.». این، عین همان مطلب آ‌ن‌ها می‌شود. لذا اگر ما این مطالبی را که دائم به خورد ما دادند، بپذیریم؛ عین حماقت است.

من یک مواقعی واقعاً متأثّر می‌شوم که می‌بینم بعضی متوجّه نیستند. وقتی تقوا نباشد، همین است و دیگر نمی‌فهمند. این‌ را هم بدانید: عبادت و اخلاق ظاهری با متخلّق شدن به اخلاق الهی و تقوا متفاوت است. این‌ها را مواظبت کنیم و مراقبه داشته باشیم. اگر ندانیم، گرفتار می‌شویم. این‌ها باید تبیین شود؛ اگر نشود؛ فردای قیامت ما هم مؤاخذه می‌شویم که وظیفه شرعی‌تان بود که این مطالب را بیان کنید؛ چرا بیان نکردید؟!


درس اخلاق آیت‌الله قرهی ؛ خبرگذاری فارس