عذر بدتر از گناه
گذر سیدالساجدین (ع) به وی افتاد. حضرت هنگامی که رفتار وی را مشاهده نمود به وی فرمود: ...
چه می گویند این مردم ؟!
مسموم کرده اند ؟!
آن هم علی بن حسین را ؟!
خدایا این کابوس تلخ تا کجا پیش خواهد رفت؟
نگاه کن، چه اشک ها می ریزند، چه بی تابی ها می کنند این مردم. مثل سیل به طرف خانه زین العابدین راه افتاده اند که چه بگویند؟
آن وقت که امام نیازشان داشت، درخانه هاشان خوابیده بودند و خواب درهم و دینارهای پیش کشی بنی امیه را می دیدند. بیدار هم اگر می شدند گوش شان از صدای ساز و دهل و تنبک و تنبور پر بود. نمی دانم حالا چرا این گونه بر سر و روی می کوبند و شیون می کنند؟
نه...انصاف نیست...
در عصر امامت امام زین العابدین (ع) (۹۵-۶۱ ه) جامعه اسلامى در یک بحران فکرى و عقیدتى وحشتزا فرو رفته بود.
امام سجاد (ع) در راستاى هدف بزرگ الهى خود که هدایت و رهبرى جامعه اسلامى مىباشد، در مقابل این انحرافات سکوت اختیار نکرد. مهمترین فعالیتهاى سیاسی امام (ع) در این زمینه به این شرح مىباشد: ...
امام سجاد (ع) می فرماید: «هر کس خود را نیازمند خدا بداند و به او متکی باشد، خداوند نیز مردم را به او نیازمند می سازد».
اگر انسان سجاده نیازش را در پیشگاه خداوند بی نیاز بگستراند و فقط از درگاه او یاری بطلبد و او را در امور زندگی خویش، وکیل خود قرار دهد و مونس تنهایی ها و بی کسی هایش بداند، خداوند مهربان نیز با قدرت بی نهایتش او را کفایت می کند و دیگران را محتاج او می سازد...
نماز
روزی علی بن حسین(ع) به نماز ایستاده بود که ماری به سمت آن حضرت آمد. امام بدون توجه به آن مار مشغول نماز بود تا اینکه مار از میان دو پای آن حضرت رد شد، در حالی که آن بزرگوار اصلاً از جای خود تکان نخورد ورنگ چهره اش تغییر نکرد(1).
از تو نمی ترسم...
«اگر آنچه بین مشرق و مغرب است از میان برود و تنها قرآن با من باشد، بیمی به خود راه نخواهم داد».
امام سجاد (ع) آیات قرآن را به صورت گذرا تلاوت نمی کرد، بلکه همواره با تدبر و دقت نظر قرائت می نمود و در محتوای آن می اندیشید و می فرمود: «آیات قرآن همچون گنجینه هایی است. پس هر گاه درِ گنجینه ای گشوده شد، به دقت در آن بنگر»...
حکایت است زمانى کنیزى، ظرف آب به دست، آب روى دستان امام مىریخت. ناگهان ظرف از دست او افتاد و بر صورت امام خورد و آن را زخمى کرد. امام نگاهى به او کردند. کنیز گفت: ...
زهری گوید: امام سجاد (ع) را در شبی تاریک و سرد دیدم که مقداری آرد بر دوش خود گذارده و حرکت می کند. عرض کردم : یا بن رسول اللّه اینها چیست؟ فرمود: سفری در پیش دارم و برای آن توشه ای را به جای امنی می برم ...
وقتی امام باقر (ع) پدرش علی بن الحسین (ع) را غسل می داد چشم همراهان او به بدن امام سجاد (ع) افتاد و دیدند که زانوها و سرانگشت پاهای او از زیادی سجده پینه بسته است و کتف او نیز پنبه بسته است . به امام باقر علیه السلام عرض کردند پینه بستن پای او از ادامه سجده های مکرر و طولانی است اماشانه های او چرا پینه بسته است ؟ امام (ع) فرمود: ...
قافله ای از مسلمانان که آهنگ مکه داشت، همینکه به مدینه رسید چند روزی توقف و استراحت کرد و بعد از مدینه به مقصد مکه به راه افتاد. در بین راه مکه و مدینه ، در یکی از منازل ، اهل قافله با مردی مصادف شدند که با آنها آشنا بود. آن مرد در ضمن صحبت با آنها، متوجه شخصی در میان آنها شد که سیمای صالحین داشت و با چابکی و نشاط مشغول خدمت و رسیدگی به کارها و حوایج اهل قافله و ...
خداوند در حدیث لوح که آن نامهاى از سوى خدا به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است او راچنین معرفى کرده است: «سید العابدین و زین اولیائى الماضین; او آقاى عبادتکنندگان و زینت اولیاى پیشین من است.» ...
قرآن كريم در رفتار اجتماعى، اصل را بر "مدارا در برابر تندى و نيكى در برابر بدى" نهاده و فرموده است: «و آنان كه بدى را با نيكى مىزدايند.» (رعد: 22)
در اينباره آمده است كه روزى على بن الحسين عليهالسلام بر مردمى گذشت كه از او بد مىگفتند. پس فرمودند: ...


نقل از كتاب امام حسین(ع) و ایران، نوشتهی كورت فریشلر آلمانی
ترجمه آزاد: ذبیحا... منصوری
زینالعابدین روایت كرد.
یك بار سفیان بن عُیینه به او
گفت: از چه جهت او را
زین العابدین میگویی؟

اسم مبارك آن بزرگوار علي است و مشهورترين القاب آن حضرت زين العابدين و سجّاد است و مشهورترين كنية او ابامحمد وابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است زيرا پانزدهم جمادي الاول سال سي و هشت از هجرت به دنيا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت اميرالمؤمنين (ع) است و تقريباً بيست و سه سال به پدر بزرگوار زندگي كرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سي و چهار سال است.
والده مـكـرمـه آن حـضـرت عـليـا مـخـدره (( شهربانو )) دختر يزدجردبن شهرياربن
پرويزبن هرمزبن انوشيروان پادشاه عجم بوده ، و بعضى به جاى شهربانو (( شاه
زنان )) گفته اند.
چنانچه شيخنا الحرالعاملى در (( ارجوزه )) خود فرمود: