قرآن كريم در رفتار اجتماعى، اصل را بر مدارا در برابر تندى و نيكى در برابر بدى نهاده و فرموده است: «و آنان كه بدى را با نيكى مى‏زدايند.» (رعد: 22)
در اين‏باره آمده است كه روزى على بن الحسين عليه‏السلام بر مردمى گذشت كه از او بد مى‏گفتند. پس فرمودند: «اگر راست مى‏گوييد، خدا از من بگذرد و اگر دروغ مى‏گوييد، خدا از شما بگذرد».
روزى مردى او را در بيرون خانه ديد و بدو دشنام داد. خدمت‏كاران آن حضرت بر آن مرد تاختند. على بن الحسين عليه‏السلام فرمودند: «او را رها كنيد». سپس بدو گفت: «آنچه از ما بر تو پوشيده است، بيشتر از آن است كه مى‏دانى. آيا نيازى دارى تا آن را روا كنم؟» آن‏گاه مقدارى پول به آن مرد بخشيد، به گونه‏اى كه آن مرد بسيار شرمنده شد و گفت: گواهى مى‏دهم كه تو فرزند پيامبرى.
يكى از دانشمندان زمان آن حضرت به نام زُهَرى مى‏گويد: «برتر از على بن الحسين عليه‏السلام نديدم. از دانستن فضيلت فراوان وى، دوستش بر او غبطه مى‏خورد و كسى كه دشمن او بود، به سبب روش مسالمت‏آميز وى، دشمنى خود را آشكار نمى‏كرد».
فيض روشن‏دل، به نيك و بد برابر مى‏رسد
پرتو مه مى‏فتد يكسان به آباد و خراب ...