بسيارى از انسان‏ها، اوج تلخ‏كامى شخص را در به خاك و خون تپيدن او مى‏دانند و بالاترين اندازه سختى براى آدمى را در آن مى‏بينند كه با شمشير و نيزه تكه‏تكه شود و از پاى درآيد. اين در حالى است كه گونه ديگرى از سختى و دشوارى نيز هست كه تلخى آن چه‏بسا بالاتر از زخم برداشتن و كشته شدن است و آن اينكه شخص در برابر جور ستم‏گران و فتنه‏جويان،بنابر مصلحت نتواند برخيزد و ناچار باشد زهر بردبارى و خويشتن‏دارى را جرعه جرعه بنوشد و انبوهى از سخن را در سينه خود پنهان سازد و نتواند بازگو كند.

خلاصه آنكه به گفته زيباى حافظ...
اين چه استغناست يا رب وين چه قادر حكمت است
كاين همه زخم نهان هست و مجال آه نيست

السلام علیک یا سید الساجدین علیه السلام...